طاعون و نقش تاریخی آن در ایران

طاعون و نقش تاریخی آن در ایران

نویسندگان: عبدالرزاق هاشمی شهرکی، الیزابت کارنیل و احسان مصطفوی

مترجم: عزیزرحمان هروی

ویراستار: بهنوش عافیت‌طلب

(این مقاله در تاریخ 29 شهریور 1400، در شماره‌ی 445 نشریه‌ی امرداد، به چاپ رسیده است.)

باکتری باسیل یرسینیا پستیس، عامل طاعون، از طریق کک‌های آلوده از جوندگان وحشی که منشأ طبیعی این بیماری عفونی واگیردار خطرناک‌اند به جانوارن دیگر منتقل می‌شود. الکساندر یرسین پس از سال‌ها پژوهش، طاعون را در سال ۱۸۹۴م (1273ش) در انستیتو پاستور فرانسه کشف کرد. طاعون همچنان در برخی مناطق جهان وجود دارد و جان مردمان را به خطر می‌اندازد.

در طول تاریخ سه دوره‌ی همه‌گیری جهانی طاعون اتفاق افتاده است. اولین بار که به طاعون ژوستینین مشهور شد، در قرن ششم میلادی در امپراتوری بیزانس (قسطنطنیه) روی داد و در خاورمیانه، مدیترانه و اروپا گسترش یافت. دومین آن که معروف به مرگ سیاه است در هند، چین و برخی مناطق روسیه آغاز شد و در سال 1347م (726ش) به اروپای غربی رسید، و همه‌گیری هنگ‌کنگ در سال 1855م (1234ش) که از استان یوننان چین آغاز شد سومین مورد است. وجود باکتریِ عامل طاعون در سراسر جهان گزارش شده است، چنان‌که برخی از کانون‌های بومی این آفت هنوز در آسیای میانه، عربستان غربی، خاورمیانه، خصوصاً در کردستان ایران، آفریقای مرکزی و جنوبی و شمال غربی هند فعال است.

طاعون از قدیمی‌ترین بیماری‌های عفونی در ایران است که در طول تاریخ اثرات مخربی بر جمعیتش داشته است. در مورد همه‌گیری‌های گذشته در مناطق مختلف جهان، به‌ویژه ایران، چیزهای زیادی هست که باید درباره‌شان بیشتر بدانیم.

سوابق تاریخی نشان می‌دهد که طاعون از قرن‌ها پیش در ایران فعال بوده است، ولی اطلاعات ناکافی، مستندات نامعتبر، اشکال در طبقه‌بندی طاعون در زمره‌ی بیماری‌های عفونی دیگر مانند وبا و نیز تأثیرش در پویایی اجتماعی مانع از تجزیه و تحلیل شیوع این بیماری در طول زمان شده است.

در طول تاریخ ایران همه‌گیری طاعون بارها تکرار شده است، اما زمان و توصیف چگونگی شیوع آن چندان دقیق نیست. از عوامل گسترش سریع طاعون با میزان بالای مرگ‌ومیر می‌توان به مواردی چون پراکندگی مراکز درمانی، ضعف سیستم بهداشت عمومی، نبود قرنطینه‌ی مؤثر، شستن مرده در رودخانه‌ها و انتقال اجساد به مکان‌های مقدس مانند مشهد، قم، نجف و کربلا برای دفن اشاره کرد.

در سال 543م طاعون پس از گذر از ایتالیا به سوریه، فلسطین، عراق و ایران رسید و جمعیت پارس و دو ارتش امپراتوری روم و شاهنشاهی ایران را که با هم می‌جنگیدند آلوده ­کرد. این بیماری در 627م موجب مرگ بیش از صدهزار نفر در تیسفون، پایتخت دولت ساسانی، شد. اندکی بعد شیرویه، پادشاه ایران، نیز بر اثر ابتلا به طاعون درگذشت. شیوع دیگری طی 634 تا 642م در منطقه‌ی یزدگرد سوم، پادشاه بزرگ ایران، رخ داد. چنین می‌نُماید که طاعونِ یزگرد نام دیگرِ طاعون عمواس است که در سال‌های 638 یا 639م در سوریه و فلسطین شیوع یافت و تقریباً 25هزار نفر را به کام مرگ کشانید. طاعون عمواس یکی از همه‌گیری‌های متعدد در سده‌های ششم و هفتم و هشتم است که به دنبال همه‌گیری طاعون ژوستینین رخ داد. در 688-689م طاعون ویرانگری بصره را فرا گرفت و جان 70 تا 73هزار نفر را گرفت. شیوع طاعون خسارات قابل توجهی به جمعیت و ارتش شاهنشاهی پارس وارد کرد. ضعفِ قدرت نظامی ایرانیان را می‌توان عاملی در ناتوانی این کشور در پیشگیری از حمله‌ی اعراب بر این سرزمین دانست.

با اینکه در فاصله‌ی سال‌های 689 تا 1270م طاعون در سراسر ایران وجود داشته است، هیچ‌گونه سند مشخصی درباره‌ی شیوع این بیماری و تأثیرش بر ایران موجود نیست. مارکوپولو، بازرگان جهانگرد مشهور ایتالیایی، در کتابش آورده است که در سال 1270م (649ش) زمانی که به شهر تبریز رسید دروازه‌های شهر را به علت شیوع طاعون بسته یافت.

در دوره‌ی صفویه، طاعون چندین بار شیوع یافت و مناطق گیلان، تبریز، قزوین و اردبیل را تحت‌تأثیر قرار داد. در این میان یک همه‌گیری به مدت پنج سال در قم 12هزار کشته به جا گذاشت. پس از فروپاشی سلسله‌ی صفوی و اشغال ایران به دست مهاجمان افغان، بار دیگر طاعون در 1727م (1106ش) در گیلان ثبت شد و چهار سال بعد تقریباً جان 20هزار نفر را در همدان و مناطق غربی گرفت.

در سال 1772م (1151ش) اقداماتی برای نخستین قرنطینه در منطقه‌ی خلیج‌فارس اعمال شد. این همه‌گیری با کشتن تقریباً دومیلیون نفر در ایران و سرزمین‌های تحت کنترلش در غرب، جزو مهلک‌ترین همه‌گیری‌های طاعون ثبت شده است. این بیماری، با آمدن زمستان، به بغداد و در سال بعد به بصره رسید و فقط در بصره جان بیش از 250هزار نفر را گرفت. پس از آن به بمبئی در هند و در امتداد خلیج فارس تا بوشهر و بحرین گسترش یافت. در 1798م (1177ش) شیوع کوچکی در موصل آغاز شد و دو سال بعد به بغداد و استانبول گسترش یافت. مقامات اقدامات قرنطینه‌ای را برای جلوگیری از شیوعش در هند انجام دادند. در این موج، کارگران شرکت هند شرقیِ انگلیس به روستایی خارج از بصره منتقل شدند و همین باعث شد هیچ ابتلایی در میان آن‌ها گزارش نشود.

در 1830م (1209ش) طاعون خلیج فارس را فرا گرفت و در پاییزش ابتدا تبریز و سپس شمال ایران را درنوردید. این همه‌گیری 30هزار نفر را به کشتن داد و موجب انتقال پایتخت ایران از تبریز به اردبیل شد. سال بعد هزاران مرگ در مازندران و گیلان ثبت شد و جمعیت رشت از 60هزار به 15 تا 20هزار نفر کاهش یافت.

شیوع طاعون از 1829م (1208ش) تا 1835م (1214ش) و در سال 1870م (1249ش) در غرب ایران هزاران کشته به جا گذاشت و در سال 1876م (1255ش)، ظرف چند ماه، در جنوب ایران منجر به مرگ 1800 تن از جمعیت 8هزار نفری شوشتر شد. این موج دوباره در گیلان گزارش شد و در روستاهایی از جمله سرین بولاغ، سقز و بانه در کردستان دلیل مرگ صدها تن شد. پزشکان ایتالیایی در آن زمان از استانبول برای کمک به بیماران به ایران آمدند. در 1877م (1256ش) بیماری به حوالی خراسان و اطراف دریای خزر بازگشت. 37 نفر در روستایی در شمال سبزوار جان باختند و سال بعد، در دو روستای همسایه، صدها کشته به بار آمد. در همان سال شهرهای رشت، بوشهر و کرمانشاه و به‌دنبال آن مناطق اطراف خلیج فارس یک همه‌گیری ویرانگر را از سر گذراندند. در نتیجه، نیروهای انگلیسی برای جلوگیری از انتقال بیشتر بیماری به سایر نقاط کشور، اولین مرکز قرنطینه را در جزیره‌ی هنگام بوشهر تأسیس کردند.

در سال 1906م (1285ش) طاعون در استان سیستان و بلوچستان، فقط در اطراف دریاچه‌ی سیستان شیوع پیدا کرد که می‌گویند از طریق لباس‌های کهنه هندی به این ناحیه آمده بود.

طی همه‌گیری سال‌های 1910 و 1911م (1289 و 1290ش) در بوشهر، مردم از شهر فرار کردند. یکی دو سال بعد طاعون دوباره در بوشهر ظاهر شد و جان 750 را گرفت و 4000 واکسیناسیون در آنجا انجام شد. در بوشهر تا 1924م (1303ش) دیگر طاعون دیده نشد.

در 1913م. (1292ش) طاعون در دو استان کردستان و خراسان مشاهده شد. در 1924م (1303ش) شیوع طاعون در خرمشهر و آبادان گزارش شد. این بیماری، پس از هشت سال، در تربت جام دوباره شایع شد.

اقدامات شرکت نفت ایران و انگلیس تأثیر زیادی در کنترل طاعون در منطقه داشت. در سال 1925م (1304ش) واکسیناسیون طاعون در مناطق جنوبی ایران آغاز شد و 4553 نفر واکسینه و خانه‌ها ضدعفونی شدند. با گزارش مورد جدید، اقدامات جدی مانند ضدعفونی کردن کلیه‌ی لباس‌ها، قرنطینه‌ی بیمار، تخریب خانه (با جبران خسارت) و ممنوعیت بازسازی در آن مکان انجام شد. طاعون در ایران به مدت 23 سال گزارش نشد تا اینکه در 1947م. (1326ش) در کردستان دوباره مشاهده شد.

براساس گزارش و تحقیقات میدانی کمیته‌ی تخصصی سازمان جهانی بهداشت در سال 2011 تا 2012 درباره‌ی طاعون، کردستان ایران همچنان یکی از کانون‌های فعال این آفت است و آخرین گزارش رسمی شیوع طاعون در این منطقه به سال 1966م. (1345ش) برمی‌گردد.

اینکه در 50 سال گذشته گزارشی از طاعون انسانی نداشته‌ایم به این معنی نیست که کسی در ایران به این بیماری مبتلا نشده است؛ زیرا این همه‌گیریی چندین بار در این کشور رخ داده است. در سال‌های اخیر نیز گزارش‌هایی از این بیماری از کشورهای همسایه‌ی ایران رسیده است و علاوه بر این طاعون بیماری‌ای است که ممکن است چند دهه خاموش بماند.

 

برای دریافت متن در قالب کتابچه‌ی pdf مناسب برای نمایشگر گوشی‌های هوشمند پیوند زیر را انتخاب کنید:

طاعون و نقش تاریخی آن در ایران

این مقاله ترجمه‌ی بخش‌هایی از این پژوهش است:

https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC5037359/

 

همچنین ببینید

۶ الگو و کاربرگ جهت یافتن ایکیگای شخصی خودتان

۶ الگو و کاربرگ جهت یافتن ایکیگای شخصی خودتان نویسنده: جرمی سوتان مترجمان: رضا علوی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *